تبليغاتX
مرد نمکی
طنز نویسی روزانه بسی سخت تر و مشکل تر از بیداری شبانه است!

اطلاعیه شماره یک میلیون و 276 هزار و شونصد و هفتادم

 

ستاد پیشگیری و کنترل آنفلوانزای نوع A یا همان خوکی خودمان


با توجه به اینکه افراد خردسال و کهنسال جامعه بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند توصیه شدید می شود افراد جوان حتما موارد زیر را رعایت کنند تا این بیماری از میان میانسالان ریشه کن شود!

1- شبها بخوابید و روزها بیدار بمانید

2- وقتی که احساس گرسنگی کردید غذا خورده و هنگامی که احساس سیری به شما دست داد دست از غذا بکشید.

3- به پدر و مادرتان نیکی کنید چون بهشت زیر پای آنهاست

4- وقتی علائم سرماخوردگی در شما ایجاد شد موقع سرفه و عطسه برای جلوگیری از ابتلا دیگران با دستمال جلوی بینی و دهن خود را نگیرید چون بیچاره جامعه پزشکی هم نان می خواهد! نمی خواهد؟ تو خودت خوشت می آید کسی نان تو را آجر کند؟ ها خوشت می آید؟ علافی؟ بیکاری؟ برو واسه خودت کار پیدا کن! بیکار علاف!

5- خوب زیستن را بیاموزید، مردن را خود خواهید آموخت!

6- در هنگام نگاه کردن به تلوزیون از نگاه کردن به شبکه هایی که با حروف B  و B  و C یا A , O و V ساخته می شوند  بپرهیزید چون با هر بار نگاه کردن برنامه های این شبکه ها ویروس این بیماری در شما فعالتر می شود و در صورت مصاحبه با این شبکه ها، فاتحه! فقط  بیست و سی را عشق است

7 – به هر  جایی که رسیدید اول سلام داده و موقع رفتن خداحافظی کنید، شبها مسواک فراموش نشود.

8 – در ساعات اوج مصرف برق،  آب را هدر ندهید چون احتمال دارد گاز کل کشور دچار اختلال شده و موبایلتان قطع شود! پس هرگز نشه فراموش لامپ اضافه خاموش

آخرین آمار مربوط به آنفلوانزای نوع A:

تعداد بیکار: خیلی کم تقریبا تعداد طرفداران جنبش سبز

تورم: یوخ

صندوق ذخیره ارزی: چوخ

تمام منحنی های بد: رو به پایین

تمام منحنی های خوب: ما ز بالاییم و بالا می رویم

توضیح: آما مربوط به آنفلوانزای خوکی به دلیل کم اهمیت بودن از این لیست آماری حذف شد!

 

ستاد پیشگیری و کنترل آنفلوانزای خوکی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 19:30  توسط مرد نمکی  | 
دووز نیوز: کارگاه آموزشی طنز روز گذشته اول آذرماه با حضور ناصر فیض در حوزه هنری زنجان برگزار شد.

به گزارش دووزنیوز در این کارگاه ۲ ساعته که در سالن شهید آوینی حوزه هنری زنجان جریان داشت ناصر فیض رییس دفتر طنز حوزه هنری به آموزش طنز نویسان زنجانی پرداخت.

در این جلسه که با تاخیر نیم ساعته آغاز شد ناصر فیض ابتدا به خط قرمزهای طنز نویسان اشاره کرد و با معرفی مظفر ایزگو طنز نویس ترکیه ای نمونه هایی از آثار این طنز نویس ترک را به صورت خلاصه برای هنر جویان خواند .

در پایان این کارگاه تعدادی از هنرجویان حاضر در کلاس به خوانش آثار خود پرداختند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 18:14  توسط مرد نمکی  | 
دووزنیوز: مراسم اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری طنز مکتوب امروز ۲۴ آبانماه در تالار اندیشه حوزه هنری تهران برگزار شد.

برای دیدن نتایج اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:44  توسط مرد نمکی  | 
دووزنیوز: طنز نویس زنجانی کاندیدای چهارمین جشنواره سراسری طنز مکتوب شد.

به گزارش "دووز نیوز" و به نقل از سایت دفتر طنز حوزه هنری هیات داوران این جشنواره اسامی راه یافته به مرحله نهایی را اعلام کرد که نام فاطمه قشمی از زنجان هم در بین این افراد دیده می شود.

قشمی پیش از این در پنجمین دوره جشنواره شعر و قصه جوان حوزه هنری مقام اول داستان را از آن خود کرده بود.

اسامی این طنزپردازان که در رشته‌های شعر، داستان، نثر، فیلمنامه و مقاله نامزدهای نهایی جوایز جشنواره چهارم هستند به شرح زیر اعلام می‌شود:

ـ مصطفي مشايخي، محمد ناصري، فرزين پورمحبي، مهدي فرج‌الهي، احسان شادماني، ابوالفضل رودگر، رحيم رسولي، محمدحسين روانبخش، عباس صادقي، عليرضا لبش، محمدعلي رمضان‌پور، حامد تأملي، اميرحسين رحيمي زنجانبر، سيدجواد حيدري‌پور، افشين اميري ججين، عبدالهو مقدمي، عباس قديرمحسني، هادي دين ودي، نادر ختايي، فاضل ترکمن، محمدعلي مؤمني، سعید نوری، محمدمهدي رادمند، تهمينه جانه، ناهيد نوري، معصومه پاكروان، كبري بابايي، نسيم عرب‌اميري، بنفشه عزيزآبادي، سانازسادات حسين‌خواه، صديقه خاوري و فرزانه مصيبي از تهران
ـ عماد رجایی، سیدامین تویسرکانی، رضا احسانپور، حامد بذرافكن، محمدرضا محمدي‌جرقويه و يوسف خوش‌نظر از اصفهان
ـ مهدي دهقاني، اعظم سبحانيان و فاطمه فروتن از شیراز
ـ رباب طاهری از تبريز
ـ مصطفی‌حسن‌زاده، آبتین محبی، سعید ترشیزی و سعيده موسوي‌زاده از مشهد
ـ علی باباجان، مهدی حمیدی پارسا، محدثه رضايي و فاطمه بختياري از قم
ـ فاطمه قشمی از زنجان
ـ سعيد ثقه‌اي از همدان
ـ مشفق شجاعي و سيروان زماني از سنندج
ـ عبدالمحمدمهدي انصاري از بوشهر
ـ آزاد قدرتی، مهدی محمودی، محسن علی‌نقیان، مهدی زارع و سيدعمادالدين قرشي از سمنان
ـ رهاد ناجی و عزيزاله محمدپور از ساري
ـ راشد انصاری از بندرعباس
ـ سعيد سليمانپور از اروميه
ـ محمدمجتبي احمدي از كرمان
ـ محمد نظري ندوشن و اسماعیل ثقفی از يزد
ـ جمشيد مقدم از كرج

ـ مهدي مرداني از قزوين
ـ مهرداد صدقي از بجنورد

چهارمین جشنواره سراسری طنز مکتوب ۲۳ و ۲۴ آبان ماه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 18:41  توسط مرد نمکی  | 
گفت: دل خیلی پاکی داری

گفت :آدم خیلی محترمی هستی

گفت :از من سرتری

گفت: من را خوشبخت می کنی

گفت:: بیا خواستگاریم

گفت: این هم شماره منزلمان. برای هماهنگی های بیشتر

گفت : با اجازه بزرگترها بله

همه اینهارا به من گفت.فقط به غیر از مورد آخری!

من که آخرش نفهمیدم چرا.

شما می دانید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:20  توسط مرد نمکی  | 
نمی دانم چرا از روزی که گواهی نامه گرفته ام و رانندگی می کنم تمام راننده های شهر با من آشنا درآمده اند و هی برایم چراغ بالا و پایین می کنند و و بوق می زنند و دهانشان هم هی تکان می خورد.

سبقت گرفتنی هم برایم دست تکان می دهند.

البته راننده های پشت سری را می گویم

راستش را بخواهید من که ندانستم این همه لطف برای چیست!

شما می دانید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 14:27  توسط مرد نمکی  | 
 

یادش به خیر روزهایی که یک روز در میان  طنز می نوشتیم و نیشگونی می زدیم به این و آن

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:5  توسط مرد نمکی  | 
پیکان ۴۸ ای عاشق  بنزی شد ولی بنز محل سگ هم به پیکان نگذاشت. روزها گذشت و تب عشق بنز در پیکان فزونی یافت تا اینکه او را در بستر بیماری افکند. روزی پیکان مذکور که بزرگ خاندان پیکان بود تمام اعضای فامیل را اعم از پیکان استیشن. وانت پیکان. پژو آر دی. سمند. سمند ال ایکس و سمند سورن را دور خود جمع کرد تا نصیحت آخر خود را به آنها بکند. او همینکه خواست حرفی بزند تمام اعضای فامیل گریه سر دادند و اجازه حرف زدن را به او ندادند. گریه حضار که تمام شد در حالی که به زحمت می توانست حرف بزند گفت: من دیگر نفسهای آخر را می کشم و پس از اینهمه سال فرسوده و از کارافتاده شده ام. حتما همه شما شماها از عشق سالهای جوانی ام خبر دارید. لامصب عشق از فرمان درد هم بدتر است.در این سالها تنهایی ها کشیدم. ازدواج نکردم. با درد خود سوختم ‌إإإإإإإ

در این لحظه شدت یافتن ناگهانی گریه ها خبر از مرگ داد و پیکان جان به جان آفرین تسلیم کرد.

چند دقیقه نگذشته بود که صدای آژیر نعش کش بنز از دور به گوش رسید

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:50  توسط مرد نمکی  | 
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:1  توسط مرد نمکی  | 
 

رعیت زاده ای دلبسته دختر ارباب خود شد.

دختر کارگری عاشق پسر کارخانه دار شد.

مدتی با هم بودند و دل می دادند و قلوه می گرفتند.

تا اینکه پسر کارخانه دار با دختر ارباب ازدواج کرد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 15:2  توسط مرد نمکی  |